شعر - شعر ایرانی - ایران شعر - شعر ایران - شبستان شعر - خانه شعر - کوچه باغ شعر - شاعر - شعر نو

۱۲۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رضی‌الدین آرتیمانی» ثبت شده است

رباعی گاهیم چو مرده در کفن میسازد رضی‌الدین آرتیمانی

گاهیم چو مرده در کفن میسازد

گاهی از من، هزار من میسازد

میسوخت مرا اگر نمیسوخت دلم

این میسوزد که او بمن می‌سازد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد میرعالی

رباعی یک جرعه هر آنکه از می ما نو شد رضی‌الدین آرتیمانی

یک جرعه هر آنکه از می ما نو شد

عیب و هنر تمام عٰالم پوشد

ما صاف دلان کینه نداریم ز مهر

خون در دل ما ز مهر دشمن، جوشد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد میرعالی

رباعی عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید رضی‌الدین آرتیمانی

عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید

آب و آتش بهم آمیختنش را نگرید

بخدا گر دهنش، هیچ تواند کس دید

یا اگر دید توان، پس ذقنش را نگرید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد میرعالی

رباعی از ذرهٔ سرگشته، قرار تو کجاست رضی‌الدین آرتیمانی

از ذرهٔ سرگشته، قرار تو کجاست

وی مشت غبار، اعتبار تو کجاست

در آمدن و بودن و رفتن مجبور

ای عاجز مضطر، اختیار تو کجاست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد میرعالی

رباعی در عشق حکایت غم انگیز نیست رضی‌الدین آرتیمانی

در عشق حکایت غم انگیز نیست

افسانه مصر و شام و تبریزی نیست

گفتم شاید جز او ببینم چیزی

چون دیدم من بغیر او چیزی نیست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد میرعالی

رباعی عشق است که بی زلزله وغلغله نیست رضی‌الدین آرتیمانی

عشق است که بی زلزله وغلغله نیست

گر ره نبری بجان جای گله نیست

این راه نرفت هر که سر در ننهاد

گویا که در این قافله سر قافله نیست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد میرعالی

رباعی هر دل که رهین تن بود او دل نیست رضی‌الدین آرتیمانی

هر دل که رهین تن بود او دل نیست

در عالم دل خبر ز آب و گل نیست

راهی نبود که او بمنزل نرسد

جز راه محبت، که در او منزل نیست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد میرعالی

رباعی این وادی عشق طرفه شورستانی است رضی‌الدین آرتیمانی

این وادی عشق طرفه شورستانی است

غافل منشین که خوش حضورستانی است

هر دل که در او مهر بتی چهره فروخت

هر جا برود، چراغ گورستانی است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد میرعالی

رباعی آنکو به زبان خلق جز عیب نداشت رضی‌الدین آرتیمانی

آنکو به زبان خلق جز عیب نداشت

او هیچ خبر ز عالم غیب نداشت

من زندهٔ عقل را فشردم صد بار

چیزی به جز آن واهمه در جیب نداشت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد میرعالی

رباعی در عشق اگر جان بدهی، جان آنست رضی‌الدین آرتیمانی

در عشق اگر جان بدهی، جان آنست

ای بی سر و سامان، سر و سامان آنست

گر در ره او دل تو دارد دردی

آن درد نگهدار که درمان آنست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد میرعالی